غلاف تنیدن
به غریزه است
بی آنکه لارو به پرواز اندیشیده باشد
و پرواز
به دیگر خواهی
بی آنکه پروانه اسارت تنهایی را به یاد داشته باشد
درونگرا
به حکمِ پیرامون است
بی آنکه اختیارِ قی کردن را چشیده باشد
و کوه
آبستنِ آتشفشان
بی آنکه جفتی اختیار کرده باشد
هَرَچ سالها بافندگی پیشه کردم
آنَک بر آنم
شب پیله ی غریزه ام را بِدَرانم
بال بگشایم
به سوی تو
به سوی روشنایی
بی آنکه دانسته باشم
بهای ابریشم
مرگ شب پره است
و تکامل کرم
به تغذیه از خاطرات توتَک
لاجرم بر آنم
غریزه ام را به درون پیله بکشانم
پرواز را به خاطر بسپارم
و به پاسخگویی ناله ی بلوغِ توتَک درآیم
بی آنکه پروانه شدن را دست سوده باشم
Shabnevesht...ما را در سایت Shabnevesht دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41