نامه چهارم

خرید بک لینک

مه سای پاک سایم

سه سال و اندیست از آخرین نامه ای که نوشته ام می گذرد و گویی این ضرایب سه منحوس به تمامی بر من و زندگی چندشناکم آوار گشته.

نمی دانم از کجا شروع کنم یا بهتر بگویم پایان دنیایمان را شروع

پر از دردم و بغض

پر از حسرتم و نفرت

تنها عاشقی است و انحصار شراب گیسوانت که سکسکه های دم و بازدم را میسر اما منقطع می گرداند.

تا جان در این کالبد پوسیده ام تسلسل خیال را امکان می نهد برایت می نویسم و همه آرزویم زخمه های شراب گیسوانت می باشد و شتک لعل لبانت بر شورزار دیدگکانم.

تنها در این دنیاست که دست ساییدن مه سایم واقعی است و دنیای بیرون مجاز.

به آرامش سایه توتک قسم

به خیسی صخره های پیغمبر قسم

به آبشار بیشه

یا که خروش ویسادار قسم

به پشت بام های ماسوله

و تمام خاطره هامان قسم

که حتی کلمه ای به جز واقعیت در این دنیای کاملا مه آسایی بر زبان ساری و جاری نکرده ام

فقط منتظرم بمان و فراموشم نکن

شب نوشت تو

و فقط تو

Shabnevesht...

ما را در سایت Shabnevesht دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:34

صفحه بندی