به امید یافتن نشانی از زندگی
رد خاطره هایم را تعقیب کرده ام
چونان صیادی
به بو کشیدن جا پای شکاری
هَرَچ در عمق فرو می غلتم
دام هایی است گسترده
به شکار حقیقتی
به تور اندازی تنفکری
در عمق چاهی
ب کندن نقبی
و پوشاندنش به پوشالی
بهر گیر انداختن خیالی
این همه دام
این همه نشان
این همه شاخ و برگ بشکسته
این همه خاطره های سوخته
این همه درد
رنج
شیون
ضجه
فریاد
نه نشان از زندگی رویایی است
نه نشان از خاطره ای برجای مانده
از بهمن فروغلتیده بر مهر خزانی
که من را تنها ردی است
حک شده
داغ گذاشته شده
و جاودانه
نه به دام تنیدن نیاز است
و نه به گام دویدن
به امید یافتن نشانی از زندگی
رد مویه هایم را گرفته ام تنگ در آغوش
لیک
تنها مه سا ست
بشارت بکارت زندگی
Shabnevesht...ما را در سایت Shabnevesht دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26