به کدامین گناه؟

خرید بک لینک

به کدامین, جا پناه توانم برد؟

به کدامین, راه؟

در کَشاکَش جُستنِ خویش

سرپناهی را می جویم به رهایی

به فرار از هجمه ی پاسخ های بی پرسش

به دست اندازی به سهم خویش از زندگانی

به بودن یا سوزاندن دنیای کاملا مه آسایی

به کدامین, جا پناه توانم برد؟

به کدامین, راه؟

در حلقه ی طلا اندود آرزوهایم

جهانی را می جُستم بی هیچ نظاره

که تنها طنین دوستت دارم به درون می کشید

و چَشمداشت به آغوش بلعیدن

به بیرون

هیچَک جایم نمی دهد

هیچ ساقی

یا که جامی

به کدامین, گناه پناهم نمیدهند؟

به درد عاشقی یا که دریوزگی؟

جار می زدم انزجار رخوتناک خویش

ممنوعم ممنوع

دنیایم را حتا به شراکت سهمی به غیر نمی دادم

و انتظار نوبتم را انتظار می کشیدم

و ابطال سه جلد آغشته به منحوسیت معصومیت

به کدامین, گناه پناهم نمی دهند؟

به درد عاشقی یا که دریوزگی؟

تنها آرزویم

که آشیانه پرنده مهاجر

از برای گرم شدن باشد

نَک بهر عاشقی و رهایی

و آیه های دوستت دارم

بر زبان جاری شود

نَک از دل و جان ساری

و شراب گیسوانت

زهر تریاق باشد

نَک شَتَکِ رهایی

آری اما

به کدامین, جا پناه توانم برد؟

بی تو

به کدامین, راه؟

Shabnevesht...

ما را در سایت Shabnevesht دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:42

صفحه بندی