خسته از سه های لعنتی

خرید بک لینک
خزان

مهر

سی ...

خسته از ضرایب سه لعنتی

خسته از سه گانه های بی کسی

خسته از نفرین های پسپشت عاشقی

هرچ زایش ماه واره ای را به مبارکی، طلوعی خوانندش

و هرچ سرآمدن شب نوشتگکی را به مشیتی، غروب

برآنم

برآنم که شب نوشتگکان مردی تنها

که هیچگاه

در آرزوهایش

و قیر شب نگذاشت

مجال دست ساییدن ماه را

حتی به خیزش سر انگشتگکان پا

به آن سوی پرچین آرزوها

گاهی، نه

هماره همه گاهی

از وی ربود

و خیانت به سه جلد

که هیچش از تعلق برون فشاند

و همه اش بر اسارت، آوار نشاند

خسته ام از بامدادان خمار

خسته ام از مستی شراب گیسوانت

خسته ام از برف و برفابه و سمفونی باران

خسته ام از هرم زمستانی

از ماه های بی باران زمستانی

خسته ام از خودم

از ماه

از شب

از شب نوشت

خسته ام از خزان

مهر

سی ...

خسته ام از هم آغوشی بی آغوشی

خسته از این همه ماه، نفرت عاشقی

خسته ام از سه گانه های منحوس لعنتی

Shabnevesht...

ما را در سایت Shabnevesht دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 12:08

صفحه بندی