لیک عاشق زاده شدم
آغوز عشق را بی دک و دندان مک زدم
بی سرو سامان به تکلم خوانده شدم
نرمه نرمه نم نمک سوی عشق رانده شدم
در جزیره عشق جامانده شدم
رنجیده و وامانده شدم
درمانده و پس مانده شدم
تا که بلوغ عشق را دلداده شدم
پس مانده و حرام زاده شدم
نیست شدم
هیچ شدم
شب نوشت سجاده شدم
عاشق مه سای خدای زاده شدم
هرچ شدم
من نشدم
ایکاش عاشق زاده نمی شدم
وینک در کثافت عشق جان به جانان ندهم
Shabnevesht...ما را در سایت Shabnevesht دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45